غلامحسين افضل الملك
24
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
اين دكاكين را كه مبلغى گزاف است بسپهسالار اعظم ميدهند . اين اوقات سپهسالار اعظم ميخواهد در اينجا احداث قناتى كند كه مردم آسوده باشند . اگر از قنات اينجا آب درآيد اين ملك با اين اراضى وسيعه بسى قيمت پيدا كند ( اما مالك شدن حضرت سپهسالار اعظم اين سرزمين را بچه كيفيت بوده است آن را نخواهم نگاشت . قوشه اول خاك « قومس » « 1 » است . قومس را قومشه كردهاند و قومشه را قوشه گفتهاند . دور قومس نه فرسخ است . شهر قبل از اسلام قومس بوده است ) . شب چهارشنبهء پانزدهم از قوشه به طرف شهر « دمغان » حركت كرديم . مسافت راه شش فرسنگ است . در سر دو فرسخى « اميرآباد » است كه قدرى كنار جاده است . دهى بسيار آباد مىباشد كه بعضى از قوافل در آنجا منزل ميكنند . در سر دو فرسخى و نيمى قريه « سعيدآباد » يا « سيدآباد » يا « صيدآباد » است كه در وسط جاده واقع شده ، شصت خانوار دارد . قهوهخانه در آنجاست كه زوار در آنجا صرف چاى و غليانى كرده به راه ميافتند ، بعد از آن طرف دست راست خارج از جاده قريهء « حجاجى » است كه قهوهخانه ندارد ، بعد از آن بلافاصله قريهء « دولتآباد » است كه داراى قهوهخانه و محل آسايش است بعد از آن خارج از جاده قريهء « نيرك شاه » و « بخشىآباد » مىباشد ، بلافاصله در سر سه فرسخى قريهء « قدرتآباد » است كه قهوهخانه و جاى باصفائى دارد در اينجا پياده شده چاى خورده به راه افتاديم . از قوشه تا اينجا هر قريه و آبادى كه ديده شد جزء دمغان است . منتهاى دمغان را هم خواهم نگاشت . ديگر از قدرتآباد حركت ميكنى طرف دست راست خارج از جاده « حسينآباد » و « قاسمآباد » است ، و در دست چپ خارج
--> ( 1 ) - قومس را كه ميتوان همان شهر قديمى هكاتوم پيلس ( صددروازه ) گفت ، امروز به به شهرهاى سمنان و دامغان و شاهرود اطلاق مىشود . سياحين اسلامى و اروپائى كه از اين راه بخراسان رفتهاند شرح جامعى دربارهء قومس نوشتهاند و براى اطلاعات بيشتر به كتاب تاريخ قومس تأليف آقاى رفيع و سه سفرنامه كه بكوشش نگارنده تصحيح شده و بچاپ رسيده است مراجعه فرمايند .